تاج السلطنه
11
خاطرات تاج السلطنه ( فارسى )
در اثناى اين تصادم افكار ، « ژول سيمون » چه مىگفت و چه مىنوشت ؟ اين است خلاصهى آن كتاب مستطاب : « هر اصلاحطلب وطن دوستى كه مىخواهد معايب كار را رفع كرده ، هيأت جامعهى خود را به مراتب كمال برساند ؛ بايد بداند كلمات مقدسهى آزادى ، برادرى ، برابرى ، دادگرى با آنهمه تأثيرات دلپذير كه متضمن آنست ، وقتى مقرون به فايده مىشود و « 3 » نتيجه مىدهد كه اساس آن استوار باشد . فرض كنيم : براى يكى از طوايف عالم قانونى محتوى تمام شرايط آزادى وضع كرديم ؛ معنى حريت را بر تمام شئونات زندگانى آنها حاكم ساختيم ؛ حكام را با معاونين در سر كار ، و رقباى خارجى مقيد نموديم . از همهى اقدامات چه نتيجه [ اى ] به دست مىآيد ؟ خوشبختى ، آبادى . در صورتى كه ، افراد اين طايفه از مقتضيات عصر آگاه باشند ، از فراهم آوردن موجبات ترقى پيشرفت كار غفلت ننمايند ؛ در جادهى بىغرضى حركت كنند ؛ به دلالت علم و عمل پيش بروند تا به مقصد برسند . ما از داشتن حريت ، اخوت ، مساوات ، عدالت وقتى منتفع مىشويم كه صاحب خلق كريم باشيم . تجارب تاريخى ، اقوال فلاسفه و حكماء نظام ، اساس هر شريعت و آئين به ما مىفهماند كه : مكارم اخلاق روح كالبد نوع بشر ، قوت معنوى اهل عالم ، ركن متين كلمهى اصلاحات است . ريشهى اخلاق كريمه كه به نهالهاى نورس شباهت دارد ، در دو جا مىرويد : اين دو نقطه كه محل روئيدن آدميت است ، كجا است ؟ خانواده ، مدرسه . آرى ! ريشهى صفات حسنه و ملكات فاضله ، از قبيل راستى و درستى ، دليرى ، حب وطن ، سوداى سعى و عمل در اين دو جا مىرويد ؛ و با مراقبت باغبان مهربان خانه و آموزگار هوشيار مدرسه نواقص آن تكميل مىشود . اين باغبان مهربان خانه كيست ؟ مادر . مادر دربارهى اولاد مسئوليتش چيست ؟ تربيت . علم ، اطلاع ، اصلاح ادبى و اجتماعى بر اصلاح سياسى مقدم است . خلاف اين را كار بستن ، به آن ماند كه كس بنيان خانه را محكم نسازد و سقف و ايوان او را به نقش و نگار آرايش دهد . چنانچه معلوم است ، تربيت خانوادگى قبل از [ 9 ] تربيت مدرسه شروع مىشود . در واقع ، اولى [ و ] اساس پيشرفت دويمى است . و اين از جملهى مواهب و مختصاتى است كه خداوند به زنان ارزانى فرموده . پس ، اصلاحات اجتماعى يك قوم ، مبدع سعادت يك ملت ، معنى آبهاى شيرين و گواراى زندگانى يك طايفه ، اميد وصول به كاروان تمدن عصر حاضر منوط به اصلاح حال زنان و تربيت آنان است كه ايشان اطفال خود را خوب تربيت كرده ؛ و گذشته از اينكه اولادهاى آنها خوشبخت و با سعادت مىشوند ، خدمت بزرگى هم به عالم تمدن شده است . » معلم من ! شما نبايد خسته و كسل شويد از اينكه من گاهى از مطلب دور افتاده ، بعضى قصههاى تاريخى ذكر مىكنم . براى اينكه ، ذكر اين نكات تاريخى را بدون اراده مىنمايم و خيلى محزون و دلتنگ هستم كه : چرا همجنسهاى من ، يعنى زنهاى
--> ( 3 ) - اصل : كه نتيجه .